وقتی می توان غروب
افق چشمان را به شفق چشمان خورشید گره زد
چرا می گویند در چشم خورشید نمی توان نگریست..........
هر وقت نگاهت می کردم قرمزی شرم معصومانه ای را در گونه هایت می دیدم و سرت را که ارام پائین می انداختی و بعد من که سرمست این فتح لبخند می زدم و اما....
حال می دانم تو گرفتار باد سرخ بودی!!و من گرفتار بادی که دریای ارام رویاهم را به امید رسیدن به ساحلی نه چندان دوردست مواج می ساخت......