X
تبلیغات
رایتل

توضیحی بر نسخه زندگی: خط خوردگی صحیح است
آرشیو
آرشیو نویسندگان
شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1386
Dady

ـــ بابا ! تو برای یک ساعت کار چقدر مزد می گیری؟

* چرا این سوال رو می پرسی؟ به تو چه ارتباطی داره؟

ـــ فقط می خوام بدونم!

* ساعتی ۲۰ دلار. خوب؟!

ـــ بابا میشه ۱۰ دلار یه من قرض بدی؟

* پس بگو چرا این سوال رو پرسیدی!

من صبح تا شب جون میکنم تا تو پول ها رو خرج اسباب بازی های بی مصرف کنی؟!

نخیر! از پول خبری نیست! برو تو اطاقت!

(یک ساعت بعد)

* چرا اینقدر تند با پسرم حرف زدم؟!

شاید واقعآ به این پول نیاز داشته باشه!

(ورود به اطاق پسر)

* پسرم ٫ می بخشی! من امروز روز خسته کننده ای داشتم٫

بیا٫ اینم ۱۰ دلار !

(پسر با خوشحالی جلو اومد و پول رو گرفت و پیش یک ۱۰ دلاری مچاله زیر بالش گذاشت)

* تو خودت پول داشتی و باز از من خواستی؟!

پسره بی فکر! من تا کی باید برای این اسباب بازی ها پول بدم؟؟؟

ـــ نه بابا ٫ من پول پس انداز داشتم ٫ ولی کم بود.

حالا خیلی خوشحالم که با این ۲۰ دلار می تونم به آرزوم برسم٫

یک ساعت از کار تو رو بخرم تا یه شب بتونیم با هم شام بخوریم !

(روز پدر مبارک!)


تعداد بازدیدکنندگان : 179781


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها